قصه عشق یک مرد جوان !

 

 

   

 
love-story


من سرم توی کار خودم بود ...
Love-Story-of-a-Young-Man

بعد یه روز یه نفر رو دیدم ...

Love-Story-of-a-Young-Man

اون این شکلی بود !

Love-Story-of-a-Young-Man

Love-Story-of-a-Young-Man

ما اوقات خوبی با هم داشتیم ..

Love-Story-of-a-Young-Man

من یه کادو مثل این بهش دادم

Love-Story-of-a-Young-Man

وقتی اون هدیه من رو پذیرفت ، من اینجوری شدم!

Love-Story-of-a-Young-Man

ما تقریبا همه شب ها ، با هم گفت و گو می کردیم ..

Love-Story-of-a-Young-Man

Love-Story-of-a-Young-Man

و این وضع من توی اداره بود ..
Love-Story-of-a-Young-Man

وقتی همکارام من و دوستم رو دیدند، اینجوری نگاه می کردند ..

Love-Story-of-a-Young-Man

و من اینجوری بهشون جواب می دادم ..

Love-Story-of-a-Young-Man

اما روز والنتاین ، اون یک گل رز مثل این داد به یه نفر دیگه..

Love-Story-of-a-Young-Man

و من اینجوری بودم  ...

Love-Story-of-a-Young-Man

بعدش اینجوری شدم ...

Love-Story-of-a-Young-Man

Love-Story-of-a-Young-Man

احساس من اینجوری بود ..

Love-Story-of-a-Young-Man

بعد اینجوری شدم ...

Love-Story-of-a-Young-Man

بله .. آخرش به این حال و روز افتادم ...

Love-Story-of-a-Young-Man

پدر عاشقی بسوزه !
Love-Story-of-a-Young-Man

 

/ 2 نظر / 15 بازدید
هستی

سلام سلام خیلی باحال بود خیلی ناناسی بودن